السيد الخميني

332

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

و تعريف دوم اعم است از اوّل در صورتى كه « ذكر » به معنى قول باشد ؛ چنانچه متفاهم عرفى است ؛ زيرا كه « تنبيه » اعم است از قول و كتابت و حكايت ، و غير آن از ساير طرق تفهيم . و اگر « ذكر » اعم از قول باشد ، چنانچه مطابق لغت است ، مرجع هر دو تعريف به يك امر برگردد ، و مفاد اخبار نيز دلالت بر اين دو تعريف دارد . مثل ما في مَجالس الشيخ فى حديث أَبِي اْلأسْوَدِ ، في وَصِيَّةِ النَبيّ - صلّى اللَّه عليه وآله - لأبي ذَرٍّ - رضوان اللَّه عَليهِ - وَفيهِ : قُلْتُ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، مَا الْغِيبَةُ ؟ قَالَ : « ذكرك أخاك بما يكره » . قُلْتُ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، فَإِنْ كَانَ فِيهِ الَّذِي يُذْكَرُ بِهِ ؟ قَالَ : « إعلم أنك إذا ذكرته بما هو فيه ، فقد اغتبته ؛ و إذا ذكرته بما ليس فيه ، فقد بهته » « 1 » . حضرت ابىذر گويد : « گفتم : اى رسول خدا ، چيست غيبت ؟ فرمود : " ذكر تو است برادر خود را به چيزى كه مكروه است . " گفتم : " يا رسول اللَّه ، اگر باشد در او آنچه ذكر شده ، غيبت است ؟ " فرمود : " اگر باشد غيبت است ؛ و اگر نباشد تهمت است " » . و در نبوى مشهور وارد است : « هل تدرون ما الغيبة ؟ » فقالُوا : اللَّه وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ . قالَ : « ذكرك أخاك بما يكره . . . » « 2 » إلى آخره . و اين برگشت كند به معنى اوّل ، بنابر متفاهمِ عرفىِ معنى « ذكر » ؛ يا معنى دوم ، بنابر اعميّت « ذكر » از قول . و غايب بودن برادر را نفرمود ، زيرا كه از مفهوم غيبت معلوم بوده و محتاج به ذكر نبوده . و برادر نيز معلوم است كه برادر ايمانى است نه نسبى . و ما يَكرَه عبارت است از چيزهايى كه نقصان عرفى است . و « قصد انتقاص و مذمت » گرچه در حديث شريف ابىذر ، و نبوى مشهور ، مذكور نيست ، و ليكن از فحواى كلام متفاهم مىشود ؛ بلكه صدر روايت ابىذر دلالت بر آن [ دارد ] و مستغنى از ذكر بوده ؛ زيرا كه در صدر روايت است : « الغيبة أشد من الزنا » . قُلْتُ : وَلِمَ ذَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ [ صلّى اللَّه عليه وآله ] ؟ قَالَ : « لأن الرجل يزني فيتوب إلى الله

--> ( 1 ) - الأمالي ، طوسى ، ص 537 ، مجلس 19 ( با كمى تفاوت ) ؛ وسائل‌الشيعة ، ج 12 ، ص 280 ، « كتاب الحجّ » ، « أبواب أحكام العشرة » ، باب 152 ، حديث 9 . ( 2 ) - « " آيا مىدانيد غيبت چيست ؟ " گفتند : " خدا و رسولش بهتر مىدانند . " گفت : " ياد كردن تو است برادر خودرا به چيزى كه خوش ندارد " » . ( المصنّفات الأربعة ، كشف الريبة ، ص 29 ؛ مرآة العقول ، ج 10 ، ص 408 )